شيخ ذبيح الله محلاتى

279

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

حقير گويد لا يخفى كه كتاب عرائس از كتب عامه است و متفردات او قابل اصغا نيست چون مجلسى نقل كرده بود بنده هم آن را نقل كردم و العلم عند اللّه و زن عوج آيا چگونه زنى بوده كه توانسته با عوج هم‌بستر شود زن و اژدها هر دو در خاك به * جهان را از اين هر دو ناپاك به زن جبارى كه امر بقتل ادريس پيغمبر عليه السلام كرد حاصل مجموع رواياتى كه در جلد پنجم بحار و ديگر كتب احاديث و تواريخ است اين است كه خداوند متعال در كتاب كريم خود مىفرمايد ( وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ) يعنى ياد كن در قرآن ادريس را كه بود مردى بسيار تصديق‌كننده و بسيار راست‌گو و پيغمبرى بود از جانب خداى متعال و بالا برديم او را به مكان بلند يعنى او را به آسمان بالا برديم و ادريس نامش اخنوخ بود چون تدريس علوم كرد او را ادريس گفته‌اند و او يكى از اجداد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و اول كسى است كه بقلم چيزى نوشت و اول كسى است كه جامه دوخت و پوشيد چون پيشتر پوست مىپوشيدند و منزل او در مسجد سهله بود و هنگام خياطى تسبيح و تهليل و تكبير و تمجيد حضرت حق‌تعالى مىنمود سى صحيفه خداى تعالى بر او نازل گردانيد و مشغول بدعوت خلايق گرديد و در عصر او پادشاه جبارى بود روزى بعزم سير بناگاه عبور كرد به زمين سبز خوش‌آيندى كه ملك يكى از اصحاب ادريس بود و تابعان ادريس را در آن‌وقت رافضى مىگفته‌اند چون دين سلطان را ترك كردند و تابع ادريس شدند سلطان را گفته‌اند كه اين زمين ملك يكى از رافضيان است سلطان را آن زمين خوش آمد و صاحب او را طلبيد و از او درخواست كرد كه آن را بفروشد آن مرد گفت عيالات من به اين زمين محتاج‌ترند از تو من آن را نمىفروشم و نمىبخشم ترك كن زكر اين زمين را پادشاه در غضب شد و متغير گرديد و غمناك و متفكر بجانب اهل خود برگشت و